قالب فارسی
قالب فارسی
قالب فارسی
قالب فارسی
قالب فارسی
گزارش ویژه

ایران و آل‌سعود؛ سیاست‌هایی که هیچ‌گاه همسو نمی‌شوند

چه چیزی میان ایران و عربستان هست که از پایان تخاصم جلوگیری می‌کند؟ در شرایطی که عربستان خصمانه‌ترین مواضع را نسبت به ایران داشته است، وزیر خارجه ایران انتخاب همتای جدیدش را تبریک می‌گوید؛ اما چه می‌شود که مقامات سعودی بطور متناوب در مقابل تلاش‌های ایران برای بهبود روابط، نسبت به ایران کینه و دشمنی خود را رسما ابراز می‌کنند و بر عداوت‌ها اصرار می‌ورزند؟

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

1087 تا 1098، 1117 تا 1120، 1337 تا 1453، 1756 تا 1763 و 1803 تا 1815 میلادی. اینها زمان وقوع مهمترین جنگ‌ها میان انگلیس و فرانسه است. فرانسه با آلمان هم همین خاطرات تلخ را در در دو جنگ جهانی داشته است. اما اکنون این سه کشور، سه عضو اصلی اتحادیه اروپا هستند و با وجود اختلاف نظر در موارد متعدد، راهبردهای مشترکی را در سیاست خارجی اتخاذ کرده و همکاری‌های گسترده‌ای را در عرصه اقتصادی صورت می‌بخشند.


اکنون پرسش ما این است: چرا سیاست خارجی ایران و عربستان همسو نمی‌شود در حالی که انگلیس و فرانسه این مشکل را حل کردند؟ آن دو هم با یکدیگر مرز آبی داشتند، آن دو هم بر سر مدیریت اروپا و بلکه جهان رقابت می‌کردند و آن دو هم از دو فرقه متفاوت (فرانسه کاتولیک و انگلستان پروتستان) بودند. چه چیزی در اینجا، میان ایران و عربستان هست که از پایان تخاصم جلوگیری می‌کند؟ چه می‌شود که مقامات سعودی بطور متناوب در مقابل تلاش‌های ایران برای بهبود روابط، نسبت به ایران کینه و دشمنی خود را رسما ابراز می‌کنند و بر عداوت‌ها اصرار می‌ورزند؟ وزیر خارجه ایران در شرایطی که عربستان خصمانه‌ترین مواضع را نسبت به ایران داشته است، انتخاب همتای جدیدش را به او تبریک می‌گوید اما عادل الجبیر چند روز پیش بار دیگر اینگونه پاسخ می‌دهد: «عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان سعودی در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با فرانک والتر اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان مدعی شد که ایران اگر می‌خواهد بخشی از راه حل سوریه باشد، باید از این کشور خارج شود.»



آیا نسل بعدی عربستان، دوباره در دام فرقه‌کشی می‌افتد؟

ایران و عربستان: داستان تکراری تحریک فرقه‌ای

برگردیم به حدود 400 سال پیش. سلطان سلیم عثمانی که خود را همه کاره جهان عرب و خلیفه مسلمین میدانست، در یک سوی ماجرا و شاه اسماعیل، پادشاه صفوی که خود را بنیانگذار یک حکومت شیعه در ایران قرار داده بود، در این سوی جبهه. هزاران نفر جان خود را از دست دادند و دشت چالدران به خون مسلمانان رنگین شد. پس از آن نیز هزاران شیعه و سنی به همین عنوان در دو کشور جان خود را از دست دادند. اما این پایان ماجرا نبود. 

سلطان سلیمان نیز خود را خلیفه جهان اسلام میدانست و از شاه طهماسب میخواست سر فرود آورد. همین منجر به سه لشگرکشی میان دو کشور شد. مراد سوم هم با شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده جنگید. فتوحات شاه عباس اول که جای خود دارد. در زمان سایر سلاطین صفوی و عثمانی نیز جنگ‌ها تداوم یافت. عثمانی‌ها ایران را عاصی نسبت به خلافت اسلامی و یک حکومت «رافضی» میدانستند و این گونه مردم خود را علیه ایران تحریک می‌کردند.

ایران و عربستان: تریبون های داغ در معرکه جنگ سرد
شاه اسماعیل صفوی

در زمان حکومت نادرشاه افشار نیز این جنگ‌ها تداوم یافت. البته نادر بر رسمیت مذهب تشیع در ایران تأکید نداشت ولی زمین‌هایی که عثمانی با سوءاستفاده از سقوط صفویه تصرف کرده بود، طلب کرد و به دست آورد. نزدیک بود دوره قاجار نیز سراسر به جنگ با عثمانی بگذرد اما دو رخداد مهم مانع از این شد. اولاً معاهده ارزروم در 1823 به تدبیر امیرکبیر پس از جنگ فتحعلی شاه با سلطان محمود دوم، پایه منطقی و محکمی برای صلح ایجاد کرد، ثانیاً عثمانی در این دوره ضعیف شده بود و در صورت آغاز جنگ، پایان خوشی برای خود تصور نمی‌کرد. در این دوره عمده همّ و غمّ سلاطین عثمانی به «تنظیمات» یا همان اصلاح اوضاع و قوانین داخلی مصروف شد.


سیاست دینی یا دین سیاست زده؟


حالا پس از نزدیک به دو قرن، دوباره دولتی پیدا شده که خود را خلیفه جهان اسلام دانسته و می‌خواهد همه از جمله ایران را مطیع خود کند. عربستان سعودی را می‌گوییم که در حوزه‌های علمیه‌اش، شیعیان را رافضی می‌داند و برخی شیوخش ایرانیان را مهدورالدم دانسته‌اند. گویی همه مشکلات عالم و آدم را حل کرده‌اند و تنها مانع سعادت بشر، ایران و انقلاب اسلامی است.برای اینکه مردم خود را تهییج کنند، ویدیوهای چند روحانی افراطی و شیعه انگلیسی (گزارش مشرق از تشیع انگلیسی) را منتشر می‌کنند که بگویند «ببین شیعیان به خلفا لعن می‌کنند! ببین ما را مسلمان نمی‌دانند! ببین اهل سنت را مرتد می‌دانند!».

داستان روشن است. اهل سنت کجا و وهابیت کجا؟! کسی که این دو را یکی می‌داند، گویی همه یهودیان را صهیونیست می‌پندارد! البته وهابیان با پول هنگفت نفت و تبلیغات گسترده، تلاش می‌کنند از اهل سنت، یارگیری کنند و این هشیاری اهل سنت را می‌طلبد که دشمن را گم نکنند و به جای اسرائیل، ایران را نشانه نروند. اما حرف ما چیز دیگریست.

ایران و عربستان: تریبون های داغ در معرکه جنگ سرد



از همان زمان که اتحاد خاندان آل سعود با علمای وهابی برقرار شد و به یاری آن، حکومت سعودی شکل گرفت، مشخص شد که می خواهند از دین برای اهداف قدرت طلبانه سیاسی استفاده کنند، نه اینکه سیاست خود را دینی کنند.
 هنوز هم اگر ایران را به اسم تشیع می کوبند، فقط از عناوین دینی برای حفظ قدرت خود بر دول اقتدارگرای خاورمیانه سوءاستفاده می کنند. و الا کسی با سیاست دینی مشکلی ندارد. مگر ما خود منادی «جمهوری اسلامی» و «مردمسالاری دینی» نیستیم؟ آیا سیاست دینی است که به دولت عربستان برای حمله به مردم یمن مجوز داده است؟ آیا حکومت اسلامی است که مشروب خوری با رئیس جمهور آمریکا را مباح کرده؟ آیا مردمسالاری دینی است که آنها را به قتل شیخ نمر النمر رهبر شیعیان واداشته؟ نخیر! این دینِ سیاست زده است که به اسم جهاد، اعمال تروریستی علیه برادران مسلمان را مجاز دانسته و اینگونه به تقویت گروه‌های تکفیری برای تجزیه جهان اسلام می‌پردازد.


چه چیزی میانه دو کشور را شکرآب کرد


قبل از انقلاب اسلامی، ایران و عربستان دو بازوی آمریکا برای مدیریت منطقه بودند. ایران بازوی سیاسی و نظامی و عربستان، بازوی اقتصادی. با استقلال ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 شمسی، عربستان گویی رقیبی پیدا کرده بود، زیرا ایران میخواست نظم مورد نظر آمریکا در خاورمیانه را به هم بریزد. عربستان خیلی زود دست به کار شد و این گونه واکنش نشان داد:

* تشکیل شورای همکاری خلیج فارس:
 عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس، از نفوذ انقلاب در کشورهایشان شوکه شدند و بلافاصله به تشکیل شورایی برای هم اندیشی در این مورد دست زدند. 

ایران و عربستان: تریبون های داغ در معرکه جنگ سرد
عربستان قدرت فائقه در شورای همکاری خلیج فارس است، به ویژه از نظر جمعیت و مساحت. این نمودار نشان‌دهنده سهم جمعیت هر کشور در مجموعه شورای همکاری است

* حمایت از صدام در جنگ علیه ایران: عربستان از حامیان اصلی صدام در جنگ علیه ایران بود، با این که پیش‌تر، اولی پیرو سیاست آمریکا و دومی نزدیک به شوروی بود. ظاهراً حالا به نقطه مشترکی رسیده بودند. 

* کشتار حجاج در سال 1366 شمسی: کاروان‌های حجاج با وجود تهدیدهای مأموران سعودی اقدام به تظاهرات اعلام برائت از مشرکین پرداختند و نتیجه مشخص بود: در برخورد میان حجاج و نیروهای انتظامی عربستان، عده زیادی از دو طرف کشته و مجروح شدند.

* ناسازگاری با ایران در اوپک: عربستان از ذخایر نفتی خود علیه ایران استفاده می‌کند. این مسأله نه تنها در تعیین قیمت، بلکه در جبران نفت کشورهای اروپایی که ایران را در پرونده هسته‌ای تحریم کرده بودند، آشکار شد.

اینها اقدامات عربستان بود. در ایران هم اگر چه جریان حاکم همواره تلاش کرده است تنش‌ها را به حداقل برساند، اما برخی گروه‌های افراطی و تفرقه‌افکن شیعه انگلیسی دائماً به اسم روشنگری به تبلیغ علیه اهل سنت پرداخته و از لعن و نفرین به دیگر فرقه‌های اسلامی دریغ نمی‌کنند و به جای اصلاح ابرو، چشم این رابطه را کور می‌کنند. 

ایران و عربستان: تریبون های داغ در معرکه جنگ سرد


افول قدرت عربستان و اتخاذ راهبردهای جدید

واقعیت این است که حکام عربستان پس از انقلاب اسلامی روندی را مشاهده می‌کنند که دائماً از قدرت آنها کاسته و به قدرت سایر کشورهای اسلامی به ویژه ایران، ترکیه و قطر افزوده می‌شود. این کاهش قدرت، معلول درجازدنِ عربستان و پیشرفت رقبای او در عرصه اقتصادی، سیاسی و علمی است. بر اثر این تحولات، نزدیکترین یاران سعودی یعنی امارات، کویت و بحرین نیز به کار او نمی‌آید، زیرا دو کشور نخست، لحن خود را نسبت به عربستان تغییر داده‌اند و بحرین نیز دستخوش ناآرامی سیاسی شده است. قطر نیز به یارکشی علیه عربستان در شورای همکاری خلیج فارس می پردازند. اینها علاوه بر تغییر افکار عمومی منطقه به ضرر عربستان است.

اخبار